دلشدگان

توکافر دل نمییندی نقاب زلف ومیترسم

که محرابم بگرداندخم آن دلستان ابرو

تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
پنجشنبه 27 مهر ماه سال 1385
ترخیص شدم

Je t'aime de tout mon coears

  

تکرار شعر وکلاه

آواز وشورۀ عرق

موج و قدم

ماهتاب تنهایی،زمان را درکش

هنگامه گام شب است!

وخواب پتو از گذرگاه نفس همقطار بر می خیزد...

تن به خیال خاطرۀ وروشکا می سپارم

و با هم راه می رویم در خیابانهای تمیز،خیابانهای برف،خیابانهای اختیار

                                   -خبردارِ تحکم بی نظمی بر رختخواب بی آرامش-

آه،روزهای آب،روزهای سادۀ آرام،روزهای سینما

انتظارتان را در ساحل های بی اجازه میکشم.

 

2/7/85 .پادگان حسن رود.انزلی

 

پ.ن.مرسی دکتر جوزن که این جمله رو بهم یاد دادی.


تعداد بازدیدکنندگان : 52571


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها